خرید بک لینک
خدا دوش با خدایم چنین گفتم خدایا یا تو نیستی که می دانم هستی و یا در این خانه نیستی که می دانم هستی و یا نمی بینی که می دانم می بینی و یا نمی شنوی که می دانم می شنوی و یا فراموشم کردی که می دانم نکردی و یا نمی توانی که می دانم می توانی و یا از تو چیزی کم می شود که می دانم نمی شود پس چرا نمی خواهی که دگرگون شوم و چرا ازین مرداب نجاتم نمی دهی و به آرزویم نمی رسانی تا رها شوم که تو را بهتر بپرستم ای معبود من ای یکتای بی همتا ای برآورنده آمال نظرم به توست نظرت به من باشد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 19:02

گم گشته ای میان خیالم مرا ببخش...

آسیب دیده ای از جدالم مرا ببخش...

عشقت بسوخت بی پرو بالم مرا بخش...

هرگز نمیروی ز خیالم مرا ببخش...

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 5:56

من
به رویای تو
در عشق
گرفتار شدم

پیش
سروِ قدمت
خاک شدم
آب شدم

جان من
گر چه اسیر
سر زلف تو
عزیز

کام دل
دادی و
با عشقِ تو
هوشیار شدم

گفته بودم :
که دلم
طاقت چشمان تو
نیست

با نگاهی
ز غم
هر دو جهان
پاک شدم

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 5:56

اینچنین بیرحم و سنگین دل که جانان منستکی دل او سوزد از داغی که بر جان منست؟ناصحا، بیهوده میگویی که دل بردار ازومن به فرمان دلم، کی دل به فرمان منست؟در علاج درد من کوشش مفرما، ای طبیبزانکه هر دردی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 5:56

سیه گیسوی عاشق کش بگو از من چه میخواهی نمانده در وجود من به غیر از ناله و آهی اگر نقاش افزونگر کشد نقشی ز چشمانت فراوان میشود مجنون به صحرا و بیابانت اگر آزردمت ای دوست به جان تو پشیمانم کنون که دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 21:10

این بوی همون عطرِ ازش خاطره داری این عکسِ همونیه که تنهاش نمیذاری این فکر همون فکرِ که هر لحظه باهاتهاین خواب همون خوابِ که هر شب تو چشاته یه قلبِ مهربون تند تند میزنه میدونم این روزا همش حواست به منهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 21:10

دست میکشم رو صورتِ توتویه خواب تو بهم لبخد میزنیچه قشنگ تو منو میریزی بهمتو خودت میدونی چقدر عشقه منیمیبوسم چشمای دریاتو تو رویام دریا میرم با توگوش میدم تو ساحل حرفاتو دله نازکمو وقتی نوازش میکنیدوتاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 21:10

دیوونگی هامو ببخشمن از تو هم عاشقترمتو زندگی چیزایی هستکه حتی از تو میگذرم با این که شهر چشم تو دنیای رویای منهمیرم از این شهر و فقطرویاش دنیای منه من میرم و تو با دلمهر کاری که خواستی بکنهر چی دلت میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 19:41

خیلی وقتا تو دلم آشوب,ه خیلی وقته من همش غمگینمتویه این شبا هوا سنگینه تا خوده صبح خوابه بد میبینمچرخه زندگی به کام ما نگشت هر دومون غم زده ی یه ماتمیمما جوونیه همو سوزوندیم ما یه عمریه بدهکار همیممن اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 19:41

با اینکه توی تقویم منو تو جز زمستون نیستبا اینکه زندگی کردن تو این شرایطآسون نیست تو این شرایط آسون نیستبا اینکه آرزو هامون به خواب ورویا محدوده تا میتونی تحمل کنکه تا بوده همین بودهکه تا بوده همین بوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:15

گفتم: خستهام. گفتي: لاتقنطوا من رحمة الله .:: از رحمت خدا نا اميد نشيد(زمر/53) ::. گفتم: هيشکي نميدونه تو دلم چي ميگذره. گفتي: ان الله يحول بين المرء و قلبه .:: خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:15

یه قفس اینورِ در یه قفس پشتِ دره بی تو هر تجربه ای یا بده یا بدتره بی تو هر تجربه ای یه تلاشِ بیخوده روت ُ کردی اونطرف تا نبینی چی شده فرق نمیکنه کجام هر کجا نیستی بده وقتی بات حرف میزنم با سکوت جواب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:15

آهای بررسی از مرجع خبردار طبق کپی رایت مستی یا هشیارخوابی یا بیدارخوابی یا بیدار تو شب سیاهتو شب تاریکاز چپ و از راستاز دور و نزدیک یه نفر دارهجار میزنه جارآهای غمی کهمثل یه بختکرو سینه ی منشده ای آوار از گلوی مندستاتُادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:15

خانم معلم رو به شاگردهای کلاس اول گفت: بچهها، حالا هر کس باید آخرین صحنهای رو که دیروز یا دیشب تو منزلشون دیدن بررسی از مرجع نقاشی طبق کپی رایت کنه. زود باشین بچههای خوب. نیم ساعت بعد خانوم مشغول نمره دادن به بررسی از مرجع نقاشی طبق کپی رایت ها شد، بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:15

ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎ ماشین ﺷﺨﺼﯽﺍﺵ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺫﺍﻥ ﻇﻬﺮ ﺗﻮﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﺩﻩﻫﺎﯼ بیرون ﺷﻬﺮ، ﺭﻭﯼ ﺗﭙﻪﺍﯼ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﻫﻢ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﭼﺮﺍ. ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩﺵادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی رادمنش تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:15

صفحه بندی