دوش با خدایم چنین گفتم
خدایا یا تو نیستی که می دانم هستی
و یا در این خانه نیستی که می دانم هستی
و یا نمی بینی که می دانم می بینی
و یا نمی شنوی که می دانم می شنوی
و یا فراموشم کردی که می دانم نکردی
و یا نمی توانی که می دانم می توانی
و یا از تو چیزی کم می شود که می دانم نمی شود
پس چرا نمی خواهی که دگرگون شوم
و چرا ازین مرداب نجاتم نمی دهی
و به آرزویم نمی رسانی تا رها شوم
که تو را بهتر بپرستم ای معبود من
ای یکتای بی همتا
ای برآورنده آمال
نظرم به توست
نظرت به من باشد
برچسب:
نویسنده: نیکی رادمنش