بربادرفته
عمر جالبه هیچ کاریش نمیشه کرد فقط باید نگاه کرد افسوس خورد ظاهرا خندید ولی فقط تو میدونی که داری از داخل تموم میشی نابود میشی به فنا میری فقط تو میدونی که چ بلوایی است و فقط تو میدونی راه حل چیه ااماااا نمیشه کاری کرد همه دست وپاتو بستن ذست خودت نیس دیگه اگه بازتم بکن پرهات از خستگی تاب باز شدن ندار...
تنها
در آن هنگام ،که می گردد نفس در سینه ها خاموش، نمی خواهم کسی از مردن من با خبر گردد، نمی خواهم پدر برهم نهد چشمان بازم را، نمی خواهم که مادر سختی جان کندنم بیند،ولی ای دوستاگر روزی رفیقی مهربان آمد، زتو پرسید فلانی کو...؟؟! بگو در سنگر ناکامی و حسرت ،بسی جان داد، ولی تا لحظه آخر چنین می گفت:امید من م...
چقدر خوبه تو رو دارم
جوری عاشقت میشم صداش دنیا رو بردارهکسی جز تو نمیتونه منو آروم نگه دارهیجوری عاشقت میشم نتونی از دلم رد شینمیزارم که یه لحظه رو تصمیمت مردد شیمیشه هنوزم با یکی خوش بوداین حسو با تو تجربه کردمهرچی که با تو هست همش خوبهدنبال غیر از تو نمیگردممن از تو میگم چون دلت پاکهتو معنی خوبی رو میفهمیش میبینی عاشق...
عادت
در آن هنگام ،که می گردد نفس در سینه ها خاموش، نمی خواهم کسی از مردن من با خبر گردد، نمی خواهم پدر برهم نهد چشمان بازم را، نمی خواهم که مادر سختی جان کندنم بیند،ولی ای دوستاگر روزی رفیقی مهربان آمد، زتو پرسید فلانی کو...؟؟! بگو در سنگر ناکامی و حسرت ،بسی جان داد، ولی تا لحظه آخر چنین می گفت:امید من م...
تیکه
در آن هنگام ،که می گردد نفس در سینه ها خاموش، نمی خواهم کسی از مردن من با خبر گردد، نمی خواهم پدر برهم نهد چشمان بازم را، نمی خواهم که مادر سختی جان کندنم بیند،ولی ای دوستاگر روزی رفیقی مهربان آمد، زتو پرسید فلانی کو...؟؟! بگو در سنگر ناکامی و حسرت ،بسی جان داد، ولی تا لحظه آخر چنین می گفت:امید من م...
ی دفه
در آن هنگام ،که می گردد نفس در سینه ها خاموش، نمی خواهم کسی از مردن من با خبر گردد، نمی خواهم پدر برهم نهد چشمان بازم را، نمی خواهم که مادر سختی جان کندنم بیند،ولی ای دوستاگر روزی رفیقی مهربان آمد، زتو پرسید فلانی کو...؟؟! بگو در سنگر ناکامی و حسرت ،بسی جان داد، ولی تا لحظه آخر چنین می گفت:امید من م...
خلاف
زندگیم بر خلاف آرزوهایم گذشت کشتی عشق باز هم بر گل نشست تار و پود عمر من از هم گسست وای از این دنیای دون دنیای پست تا به کی باید به کوه غم نشست دانم این دل باز هم خواهد شکست کاش بودم اهل خنده شاد و مست مثل یک خمار شاد می پرست مرغه عشقم پر زد از بند رست وای از این دنیای دون دنیای پست
بدهکار
امروز نه چایم دارچین داشتو نه قهوه ام شکرنه اینکه نخواهمحوصله اش را نداشتم…یعنی میدانی؟امروز نبودمامروز اصلا نبودم…❌امروز تو باید می بودی…همه ی روزها به کنار…تو امروز را به منو به چشم های منتظرمبدهکاری…!هر جای این سرزمینی باش ! فقط هر روز خنده هایت را برایم پست کن !قلب ❤من برای تپیدن نیاز به انگیزه ...
خیاننت
تردید ها به ما خیانت می کنند ما را از کوشش بر حذر می دارندواز پیروزی هایی که به احتمال زیادنصیب ما خواهند شد محروم می سازند. اگر هر یک از ما کارهایی را که قابلیت انجام آن را داریم انجام می دادیم جدا شگفت زده می شدیم.
فنا
گاهی یاد دیروز میکنم که گذشت برفناو یاد روز های قبل بر فنا وامروز بر اثر دیروز و فردا بر اثر امروز وفرداها میرود بر فنا چوون دیروز فنا باعث همه............. دیگر امیدی ......
بازی
تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۶/۰۲/۲۶ | 20:21 | نویسنده : terme تمام سال من بی تو ، پر از سوز زمستونهصدای خنده رو هیچ کس نمیشنوه از این خونهتو رفتی و نگاه من یه دریا درد و غم دارهیکی انگار توی سینم گل یأس داره میکارهبی تو قلب جهنم هم ، مثل خونه واسم سردبا اون حالی که تو رفتی ، محال بازی برگردهدارم ی
خرابه
خرابه تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۳/۱۰ | 18:40 | نویسنده : terme خراب چون خرابه ام ، به شانه ام تکیه مکناگرچه ویران شده ام ، به حال من گریه مکنبه حال من گریه مکن ، اگرچه زخم خورده اماگرچه پیش چشم تو ، هزار بار مرده امبه هر که دست داده ام ، به دست خود مرا شکستروی به هر که کرده ام ، نیزه به سینه ام نش
ارام
این روزا نه ارامم نه دلارامم این روزا خیلی خرابم پریشان خاطر و سر درگم و نالان
مهربانی
در برابر افراد خشن مهربان ترباشید آنهابیشتر نیازمند محبت شمایند
سایه
اینکه این داستان به هم ریخته است را کاری ندارم. . اینکه سر انجام ما مشخص نیست را کاری ندارم . . .دمدمی مزاجی های من و تو هم مهم نیست ! ترسم از این است که این داستان نا تمام بماند. . ترسم از این است که این داستان ما سرانجامی برای تلاقی . . نگاه مشکی و عسلی رنگمان در نظر نگرفته باشد . . ان وقت تا همیش...
او....
اینکه کسی را از ته دل دوست داشته باشی . . اینکه عجله کنی تا سر ساعت برسی که او را فقط برای چند ثانیه ببینی . . اینکه زمین و زمان را برایش بهم بدوزی. . از او دفاع کنی . . .اینکه موقع پیاده روی وقت خواب وقت درس قیافه او جلوی چشمانت باشد. . اینکه تا لباسی جدید می پوشد متوجه شوی . . .اینکه با خنده هایش ...
بوس بای ی ی
توی این 4 سال که زاهدان بودم 2 بار خوشحال شدمبار اول وقتی امضاهای فارغ تحصیلی تموم شد6/11/92بار دوم وقتی بدون الافی کمتر از 20 روز دارم میرم سربازی1/12/92پس تا 2 ماه بعد بوس بای ی ی ی